پدر دوست دارم

مرد درحال تمیز کردن اتومبیل تازه خود بود که متوجه شد پسر 4 ساله اش تکه سنگی برداشته و بر وری ماشین خط می اندازد .


مرد با عصبانیت دست کودک را گرفت و چندین مرتبه ضربات محکمی بر دستان کودک زد بدون اینکه متوجه آچاری که در دستش بود شود

در بیمارستان کودک به دلیل شکستگی های فراوان انگشتان دست خود را از دست داد .

وقتی کودک پدرخود را دید با چشمانی آکنده از درد از او پرسید : پدر انگشتان من کی دوباره رشد می کنند ؟



مرد بسیار عاجز و ناتوان شده بود و نمی توانست سخنی بگوید ، به سمت ماشین خود بازگشت و شروع کرد به لگد مال کردن ماشین ...

و با این عمل کل ماشین را از بین برد و ناگهان چشمش به خراشیدگی که کودک ایجاد کرده بود خورد که نوشته بود :



( دوستت دارم پدر ! )



روز بعد مرد خودکشی کرد .

عصبانیت و عشق محدودیتی ندارند .

یادمان باشد چیزها برای استفاده کردن هستند و انسان ها برای دوست داشتن .

مشکل دنیای امروزی این است که انسانها مورد استفاده قرار می گیرند و این درحالی است که چیزها دوست داشته می شوند
 .


/ 7 نظر / 12 بازدید
S_A

سلام واقعا زیبا بود موافقم... مخصوصا ادم تو عصبانیت باید خیلی مراقب خودش باشه..

S_A

شما نمیخوای خودتو معرفی کنی؟

روح اردیبهشت

سومی شدم[هورا][دست

روح اردیبهشت

چه داستان تلخ و غمنگیزی بود [ناراحت] ت چیزی اتفاق نیافتاده باید جلوشه گرفت نه اینکه اتفاق بیفته بعد ما کلی یکی رو دعووا کنیم یا سرزنش اره منم موافقم عشق و عصبانیت و نفرت مرزی نداره

fatemeh

من در مورد آ÷ بالا نظر میدم بعضی از خصوصیاتت شبیه منه زندگی جالبی داری[چشمک]ولی واسه من جالب تره[زبان]

دانشجوی بیکار-سعید

[قهقهه] میگی سو تفاهم نشه دختر بچه دوس داری بعدش.... یه دختر مامانی رو تو یه کوچه بن بست عکاسی میکنی؟[دست] قشنگ بود! خصوصی داری[دست]