عاشقی بد دردیه...

خسته بودم.خیلی وقته آپ نکردم

همینطوری مینویسم

امروز که داشتم با اتوبوس به سمت خونه بر میگشتم یه سری افکار عجیب تو ذهنم شروع کرد به قلقلک

دادن اون

داشتم فکر میکردم که چی میشد یه همایشی باشه در مورد ارتباط بین دختران و پسران و من هم یکی از

سخنران هاش باشم

حالا که همچین همایشی نیست خب خدا وبلاگ رو برا همین گذاشته که حرفایی رو که جاهای دیگه

نمیزنی اینجا بزنی

منم میگم بلکه این دل آروم بگیره

اول روی صحبتم با دختر خانم هاست

به نظر من دخترها یه کارایی میکنن و در واقع خودشون هم خبر ندارن که با این کارایی که انجام میدن

باعث مشن بعضی پسرا یه برداشتهای دیگه ای بکنن ولی نمیدونن که اونا اصلا همچین منظوری نداشتن

یا شایدم داشتن و اخلاقشون اینطوریه...

ولی بیشتر اوقات منظور دیگه ای دارن

پسر بدبخت هم تمام فکر و ذکرش میشه همون سوزیلای قصه ما(یعنی همون دختره)

از درس و خواب و خوراک و تفریح و همه چی هم میفته

امروز یکی از دوستام رو دیدم که حال خیلی بدی داشت،اونم شده مثل یه مجنون که از خواب خوراک

افتاده

ای کاش دخترا هم میتونستن درک کنن که چه حالی دارن این پسرا تا تو رفتارشون تجدید نظر کنن

باور کنید خیلی از دوستای من به خاطر همین قضیه از همه چیشون موندن

خیلی حس بدی هست که یکی رو بخوای ولی ندونی که اون تو رو میخواد یا نه

بعد به این نتیجه برسی که به دردت نمیخوره اما باز نتونی با خودت کنار بیای که از ذهنت بیرونش کنی

خلاصه سرتون رو درد نیارم

میخوام بدونم مگه اشکالی داره که یه پسر خیلی محترمانه به دختر بگه که قضیه اینه؟

چرا باید دختر ناراحت بشه؟

به نظرم اینطوری خیلی راحت میشه با قضیه کنار اومد تا اینکه بلاتکلیف باشی

راستش این مطلب رو بیشتر به خاطر دوستم نوشتم نه خودم

لطفا هر کس این مطلب رو میخونه نظر خودشو حتما بده

مرسی

 

/ 19 نظر / 44 بازدید
نمایش نظرات قبلی
S_A

عکس سومی رنگ و بوی سیاسی داره کمی...[نیشخند]

S_A

چقدر لاغرند این دختره و پسره تو عکس اخری...[نیشخند] چه بهم میان...

تنشو

خوب .... نمي دونم چي بايد بگم ..... ما تو جامعه اي زندگي ميكنيم كه كلا اين قضيه ها نگاه مشكوك ديگرون رو به همراه داره ..... البته من خودم اينو قبول ندارم .... دختران ما منتظرند تا كسي بهشون بگه دوسشون داره ... پسرانمون هم ميميرن تا دو كلمه با يه دختره حرف بزنن ... اول بايد روي قدرت سخنوري بچه هامون كار كنيم ..... بعد بريم در مورد ارتباطشون صحبت كنيم ...... شايد يخورده بي معني نوشتم ... فكرم يه جاي ديگست ... ببخش علي جون .... [گل] يه آپ زدم در مورد رفتن ام دي اي ..... [خنثی] من بايد برم .... سوري[عجله]

سروش

نميدونم چي شد ..... تو كافي ام ..... انگاري يكي قبل از من اينجا كامنت گذاشته بوده .... اوني كه نوشته TENSHO كامنت منه .... نمي دونم امروز اينجا چه خبره ...... [سوال]

S_A

چرا وبت ساکته؟[ناراحت]

S_A

اون دوست جونت رفته تو چرا اینطوری شدی... هیش...

محمد.شنگول

داداشی.مطلبو.خوندم دوستت.به.دختره.گفتش.علی.جون.بعد.دختر.ناراحت.شد؟ خوب.باید.بگم.خیلی.هم.جرات.داشت.که.گفت دمش.گرم ایشالله.دوستت.خوشبخت.شه[لبخند][گل]

محمد.شنگول

سلام.مه.برار خاری.وووووو علی.میگم.چقدر.باحال.شدش میبینی.تو.رو.خدا داداشی اق.مهدی.ما.ساعت.یکو.نیم.شب.به.دنیا.اومد اسم.برادرزادت.چیه؟ اون.کی.به.دنیا.اومد نمیدونی.چقد.خوشحالم باز.پیشم.بیا خااااااااااااااااااااا؟ [گل]

مرداب

[گل]حرفت تا حدودی درسته علی جان ولی من فکر می کنم ما پسرها هم باید کمی از خو.دمون جنبه به خرج بدیم نه اینکه تا دختر خانمی بهمون خندید و یا چند بار نگاهمون کرد یک دل نه صد دل عاشقش بشیم وبرای همین علت که نمی دونیم واقعا اونم مارو پسندیده یانه گفتم پسندیده چون در نگاه اول دوست داشتن بوجود نمی یاد فقط پسندیده نه بیشتر ول خوب قبول هم دارم که بعضی از خانمها باید در رفتارشون تجدید نظر بکنن که این سو’تفاهم ها بوجود نیاد