حباب خيال

فرود می‌آيی قطره قطره دلم پر از حباب می‌شود من آن ماهی‌ام که در هوايت شناورم.

 

دل من عادت داشـت ، که بمانـد یک جا 

 

به کجا ؟! 

 

معـلـوم است ، به در خانه تو ! 

 

دل من عادت داشـت ، 

 

که بمانـد آن جا ، پـشـت یک پرده تـوری 

 

که تو هر روز آن را به کناری بزنی ... 

 

دل من ساکن دیوار و دری ، 

 

که تو هر روز از آن می گـذری . 

 

دل من ساکن دستان تو بود 

 

دل من گوشه یک باغـچه بـود 

 

که تو هر روز به آن می نگری 

 

راستی ، دل من را دیـدی ...؟!!

 

نوشته شده در جمعه ٢٠ شهریور ۱۳۸۸ساعت ۳:٠٥ ‎ب.ظ توسط فرزند نپتون(علی) نظرات () |

قالب وبلاگ : قالب وبلاگ