حباب خيال

فرود می‌آيی قطره قطره دلم پر از حباب می‌شود من آن ماهی‌ام که در هوايت شناورم.

شبای قدر هم تموم شد

نمیدونم تونستیم حداکثر استفاده رو بکنیم

یعنی تا سال دیگه هستیم یا نه؟

هر چی به آخر این ماه نزدیک میشم دلم بیشتر میگیره,

دیشب تو ذهنم به کارهایی که کردم,گناه هایی که خواسته یا نا خواسته انجامشون دادم فکر کردم یادم اومد که بعضی وقتها برای اینکه عذاب وجدان نگیرم خودم رو گول میزدم,

دیشب خیلی از خدا خجالت کشیدم,نمیتونستم ازش چیزی بخوام,

ولی یادم اومد که شب قدر واسه ما گناه کاراست دیگه,آخه خودش اینو گفته

میدونم که خدا خیلی کریمه

حس میکنم منو بخشیده,

حالا نوبت منه که از حالا به بعد حواسم رو بیشتر جمع کنم

دلم میخواد سال آینده هم زنده باشم و این شب هارو تجربه کنم و بیشتر با واقعیت شب قدر آشنا بشم

خدا کنه این حرفم فقط حرف نباشه و بهش عمل کنم.

منو از دعای خیرتون بی نصیب نذارید.

نوشته شده در یکشنبه ٢٢ شهریور ۱۳۸۸ساعت ۳:٠۱ ‎ب.ظ توسط فرزند نپتون(علی) نظرات () |

قالب وبلاگ : قالب وبلاگ