حباب خيال

فرود می‌آيی قطره قطره دلم پر از حباب می‌شود من آن ماهی‌ام که در هوايت شناورم.

خسته بودم.خیلی وقته آپ نکردم

همینطوری مینویسم

امروز که داشتم با اتوبوس به سمت خونه بر میگشتم یه سری افکار عجیب تو ذهنم شروع کرد به قلقلک

دادن اون

داشتم فکر میکردم که چی میشد یه همایشی باشه در مورد ارتباط بین دختران و پسران و من هم یکی از

سخنران هاش باشم

حالا که همچین همایشی نیست خب خدا وبلاگ رو برا همین گذاشته که حرفایی رو که جاهای دیگه

نمیزنی اینجا بزنی

منم میگم بلکه این دل آروم بگیره

اول روی صحبتم با دختر خانم هاست

به نظر من دخترها یه کارایی میکنن و در واقع خودشون هم خبر ندارن که با این کارایی که انجام میدن

باعث مشن بعضی پسرا یه برداشتهای دیگه ای بکنن ولی نمیدونن که اونا اصلا همچین منظوری نداشتن

یا شایدم داشتن و اخلاقشون اینطوریه...

ولی بیشتر اوقات منظور دیگه ای دارن

پسر بدبخت هم تمام فکر و ذکرش میشه همون سوزیلای قصه ما(یعنی همون دختره)

از درس و خواب و خوراک و تفریح و همه چی هم میفته

امروز یکی از دوستام رو دیدم که حال خیلی بدی داشت،اونم شده مثل یه مجنون که از خواب خوراک

افتاده

ای کاش دخترا هم میتونستن درک کنن که چه حالی دارن این پسرا تا تو رفتارشون تجدید نظر کنن

باور کنید خیلی از دوستای من به خاطر همین قضیه از همه چیشون موندن

خیلی حس بدی هست که یکی رو بخوای ولی ندونی که اون تو رو میخواد یا نه

بعد به این نتیجه برسی که به دردت نمیخوره اما باز نتونی با خودت کنار بیای که از ذهنت بیرونش کنی

خلاصه سرتون رو درد نیارم

میخوام بدونم مگه اشکالی داره که یه پسر خیلی محترمانه به دختر بگه که قضیه اینه؟

چرا باید دختر ناراحت بشه؟

به نظرم اینطوری خیلی راحت میشه با قضیه کنار اومد تا اینکه بلاتکلیف باشی

راستش این مطلب رو بیشتر به خاطر دوستم نوشتم نه خودم

لطفا هر کس این مطلب رو میخونه نظر خودشو حتما بده

مرسی

 

نوشته شده در چهارشنبه ٢٥ فروردین ۱۳۸٩ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ توسط فرزند نپتون(علی) نظرات () |

این عکس درسا هست،بچه دختر خالمه،خیلی نازه،نه؟

ببینید چطوری داره نگاه میکنهنیشخند

نوشته شده در دوشنبه ۱٦ فروردین ۱۳۸٩ساعت ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ توسط فرزند نپتون(علی) نظرات () |

سلام

بچه ها این آهنگی که براتون لینکشو گذاشتم از آلبوم جدید "امید" هست

خیلی قشنگه

دیوانه میکنه آدم رو

با دقت گوش کنید

من که واقعا منقلب شدم

http://dl.irhits9.com/89/1/Omid.jpg

اگر مانده بودی تورا تا به عرش خدا می رساندم

اگر مانده بودی تورا تا دل قصه ها می کشاندم

اگر با تو بودم ، به شب های غربت که تنها نبودم

اگر مانده بودی ز تو می نوشتم تو را می سرودم

مانده بودی اگر نازنینم زندگی رنگ و بوی دگر داشت

این شب سرد و غمگین غربت با وجود تو رنگ سحر داشت

با تو این مرغک پر شکسته  ، مانده بودی اگر بال و پر داشت

با تو بیمی نبودش ز طوفان ، مانده بودی اگر همسفر داشت

هستی ام را به آتش کشیدی ، سوختم من ندیدی  ندیدی

مرگ دل آرزویت اگر بود ، مانده بودی اگر می شنیدی

با تو دریا پر از دیدنی بود ، شب ستاره گلی چیدنی بود

خاک تن شسته در موج باران در کنار تو بوسیدنی بود

بعد تو خشم دریا و ساحل ، بعد تو پای من مانده در گل

مانده بودی اگر موج دریا ، تا ابد هم پر از دیدنی بود

با تو و عشق تو زنده بودم ، بعد تو من خودم هم نبودم

بهترین شعر هستی رو با تو ، مانده بودی اگر می سرودم

مانده بودی اگر می سرودم

مانده بودی اگر نازنینم زندگی رنگ و بویی دگر داشت

 

این شب سرد وغمگین غربت با وجود تو رنگ سحر داشت

 

 

لینک دانلود

نوشته شده در چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۸٩ساعت ۱:٢٤ ‎ب.ظ توسط فرزند نپتون(علی) نظرات () |

سلام

من دیشب از سفر برگشتم

جاتون خالی رفتیم کاشان و یزد

خیلی با صفا بود، یه 20 نفری فکر کنم بودیم

نمیدونید سفر دسته جمعی چقدر حال میده، حالا تا چند روز دیگه عکسای سفر رو براتون میذارم

ولی یه چیزی برام خیلی جالب بود، منی که قصد نداشتم امسال عید از خونه برم بیرون دوتا سفر رفتم که جفتش هم خیلی اتفاقی شد

اطراف کاشان خیلی قشنگه مخصوصا نیاسر که خیلی خوش آب و هواست

یزد هم که هر چی بگم کم گفتم، هر چند خیلی کم موندیم که اگه وقت داشتم یه هفته میموندم، ولی واقعا از معماریش لذت بردم، از کوچه پس کوچه های قدیمیش و از مسجد جامعش و ...

خیلی خوش گذشت، جای همگی خالی

نوشته شده در یکشنبه ۸ فروردین ۱۳۸٩ساعت ۱:٤۸ ‎ب.ظ توسط فرزند نپتون(علی) نظرات () |

قالب وبلاگ : قالب وبلاگ